در ســوگ یک رؤیا

هر که به من می‌رسد، بوی قفس می‌دهد/ جز تو که پر می‌دهی، تا بپرانی مرا
 
اندر حکایات اخلاق گند ما!
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ : توسط : Princess

اصولاً بنده یه اخلاق گندی دارم و اون هم اینه که اگه قولی بدم، to any length می‌رم تا بهش متعهد بمونم. حالا اینکه در چه زمینه‌ای و با چه کسی باشه، کوچک‌ترین تفاوتی به حال من نداره.

در راستای همین اخلاق مزخرف و به درد نخور (!!) بنده مجبور شدم دو شب تمام تا نیمه‌های شب بیدار بمونم و یه مقاله حدوداً 30 صفحه‌ای در مورد «نقد فیلم آمریکا در دهه 1970» رو ترجمه کنم و البته زودتر از موعد هم تحویل دادم. حالا دیشب برام ایمیل زدن که لطفاً تمامی اسامی خاص، شامل: نویسنده‌ها، کارگردانان، و سایر افراد، فیلم‌ها، کتاب‌ها، نشریات، دانشگاه‌ها، و ... به شکل درست فارسی‌شون نوشته بشن، همگی داخل گیومه قرار بگیرن، و معادل انگلیسی همه‌شون در پاورقی ذکر بشه، و علامت نقل‌قول‌ها از « » به " " تغییر کنه. منم از اونجا که سفرم یه روز عقب افتاده بود،  خیلی ریلکس گفتم: Ogey؛ تا صبح می‌فرستمش! یکی نبود بگه مرض داری آخه دختر؟! خب بگو فردا انجام می‌دم. والا!!!

اصولاً من همیشه از اون اول اسامی خاص رو چک می‌کنم تا شکل درستشون رو بنویسم. اما تبدیل کردن « » به " " و در گیومه قرار دادن چیزی حدود هزار تا اسم فیلم و کارگردان و سایر موارد و ذکر کردنشون در پاورقی و کپی کردن معادل انگیسی‌شون بنده رو دقیقاً تا ساعت 6 و نیم صبح بیدار نگه داشت! 

مامانم چند بار نصفه شب از خواب بیدار شد و اومد و دید بعله، بنده هنوز مشغولم و kept saying that: می‌میری دختر! خشک می‌شی پای لپ‌تاپ! برو بگیر بکپ عزیزم! و من هم پررو پررو به کارم ادامه دادم.

البته اوج عشقش رو صبح نشون داد که بر خلاف تمام این روزها و سال‌ها، سکوت اختیار کردن تا بنده بخوابم و با صدای افتادن قابلمه کف آشپزخونه بیدار نشدم! حالا الان هم خوابم نمی‌بره. فکر کنم در راستای سفر فردا، مجبور بشم امروز به زور قرص خودم رو چند ساعت بخوابونم!