در ســوگ یک رؤیا

هر که به من می‌رسد، بوی قفس می‌دهد/ جز تو که پر می‌دهی، تا بپرانی مرا
 
!To the Stupid Witless Inconsiderate Parents
ساعت ٧:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٤ : توسط : Princess

پدرها و مادرهای لعنتی؛

چرا درک نمی‌کنید که بچه‌ها (هر قدر هم کم‌سال باشن) دوربین ضبط رفتار و آینه کردار خود شمان؟ چرا یه لحظه فکر نمی‌کنید که می‌فهمند. می‌شنوند. ضبط می‌کنند. و روزی که اصلاً دور نیست، همه رو عیناً تکرار می‌کنند. دیشب که اون کودک معصوم و نازنین پشت تلفن با بغض گفت: «بابام لباس‌هاش رو جمع کرد و گفت می‌ره یه خونه‌ی دیگه تا بدون ما زندگی کنه.» تا همین لحظه تمام وجود من درد گرفته و قلبم داره از جا کنده می‌شه. یعنی واقعاً فهمیدن اینها براتون سخته؟! من تمام شب کابوس عقده‌های روانی وحشتناکی رو دیدم که اون کودک نازنین ممکنه در فرداهاش تجربه کنه، اون هم به خاطر حماقت افرادی که نه شعور زندگی کردن دارند، نه شعور رفتاری دارند، نه شعور گفتاری دارند، نه شعور بچه‌داری دارند... لعنتی‌ها، مگه اون بچه نامه نوشته بود که من رو بیارید؟!

لعنت به کسی که زندگی کردن رو بلد نیست و ازدواج می‌کنه، و وحشتناک‌تر از اون، بچه‌دار می‌شه و وقتی بهش می‌گی «بچه‌دار شدنت بزرگ‌ترین مصداق کودک‌آزاری بوده» بهت نیشخندی عاقل اندر سفیه می‌زنه!

----------------

پی‌نوشت ۱: پدرها و مادرهای نازنینِ خارج از این گروه به خاطر این نوشته بر من ببخشایند.

پی‌نوشت ۲: یکی از دوستان نازنینمان روایتی دارند مبنی بر اینکه یکی از حالات افسردگی این است که باید تنها آهنگ‌هایی را گوش دهید که متن‌شان را متوجه نمی‌شوید. چون حتی «اگه عشق همینه/ اگه زندگی اینه/ نمی‌خوام چشمام دنیا رو ببینه»ی اندی هم می‌تواند به سادگی باعث شود تشریف ببرید زیر دوش و فریاد برآورید از اینکه چرا کسی باید به این درجه از افسردگی رسیده باشد که نخواهد چشمانش دنیا را ببیند! دوز ناراحتی‌ام به قدری زیاد است که صرف‌نظر از جایی که هستم، «بی‌خیال فردا»ی TM Bax یا «لحظه»ی احسان خواجه‌امیری یا حتی میکس‌های رادیو جوان هم به اشکم امان نمی‌دهند!