در ســوگ یک رؤیا

هر که به من می‌رسد، بوی قفس می‌دهد/ جز تو که پر می‌دهی، تا بپرانی مرا
 
این توت که قابل شما نیست!
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٤ : توسط : Princess

یه همسایه‌ی دیوار به دیوار نازنین (!!!) داریم که  برقش رو از تیر برق گرفته و هر بار که مأمور اداره‌ی برق برای بازرسی تشریف میارن، فوراً سیم‌ها رو جابه‌جا می‌کنن و بعد از رفتن ایشون مجدداً به همون وضع سابق برمی‌گردونن. گل‌پسرهای متشخصشون که از اعضای سـ ـپـ ـاه محترم پاسداران هستند، هر شب به نوبت از دیوار حیاطشون تشریف می‌برن بالا و از اونجا از روی دیوار حیاط ما، عرض ساختمان ما رو طی می‌‌کنن و خلاصه دیوار حیاط ما براشون نقش کانال ارتباطی با ساختمان سمت چپی ما رو ایفا می‌کنه و یک لحظه هم فکر نمی‌کنن که منزل ما حریم شخصی ماست و مثل ... سرشون رو میندازن  پایین و طی طریق می‌کنن. نکته جالب‌تر اینکه در تمام مدت ۱۰ سالی که ما باهاشون همسایه بودیم، برای جلوگیری از مصرف برق (!!!) از سیستم سنتی در زدن استفاده کردن و کلاً ترجیح دادن خودشون رو با تکنولوژی زنگ و آیفون و اینا درگیر نکنن و مدیونید اگه فکر کنید ساعت خوندن رو هم بلد نیستن! چرا که بارها و بارها در هر ساعت از شبانه‌روز، حتی در نیمه‌های شب، با مشت و لگد به جان در افتادن که بلکه یکی از داخل صدا رو بشنوه و در مبارک رو باز بنماید!

اما... اعضای این خانواده‌ی دوست‌داشتنی (!!!) هر ۸ ساعت یک بار زنگ ما رو می‌زنن تا مطمئن بشن توت‌های سفیدی که شاخه‌هاش از حیاط ما بیرون زده، طبق احکام شرعی حلاله و می‌تونن تناول کنن.

عزیز دلم؛ لطفاً این جمله رو جایی روی بدنت خالکوبی کن تا همیشه جلوی چشمت باشه؛ شعور شهرنشینی چیزی نیست که ضرورتاً ذاتی باشه، و با مدت کوتاهی زندگی در فضای شهری هم می‌توان فراگرفت. و اینکه جناب‌آلو اگه حلال و حرام سرت می‌شه، ما از اون دو تا دونه توت گذشت می‌کنیم، اما حلال و حرام و حق‌الناس قطعاً در مورد آب و برق غیرمجاز و شیوه‌ی منحصر به فرد شما در همسایه‌آزاری و لگدکوبی وقت و بی‌وقت به در و دیوار ساختمان هم صدق می‌کنه. والا... وگرنه توت چه قابل شما رو داره؟!