در ســوگ یک رؤیا

هر که به من می‌رسد، بوی قفس می‌دهد/ جز تو که پر می‌دهی، تا بپرانی مرا
 
ان‌در جداسازی جنسیتی!
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٤ : توسط : Princess

کلاس‌های درس دوران دانشجویی ما از هم جدا نبود، اما دخترها طبق عادت در ردیف‌های جلو می‌نشستند و پسرها در ردیف‌های عقب‌تر. در جلسه‌ی اول کلاس آیین‌نامه‌ی رانندگی، مربی مربوطه فرمودند لطفاً آقایان در ردیف‌های جلو بنشینند و خانم‌ها در ردیف‌های عقب‌تر! و ادامه دادند که برای ایشان اهمیتی ندارد، منتها چون بخش‌نامه است، اگر بر حسب اتفاق ناگهان بازرس از راه برسد، ایراد می‌گیرد و ایشان توبیخ خواهند شد!

جلسه‌ی آخر بنده خدمت مدیر آموزشگاه عرض کردم که به اطلاع مراتب بالاتر برسانند که بخش‌نامه‌شان را عوض کنند! این مصوبه‌ی مضحک و احمقانه را هر کسی که مطرح، تأیید و تصویب کرده، از حداقل میزان شعور برخوردار نبوده است. دخترها در ردیف‌های عقب می‌نشستند و به واسطه‌ی بلندتر بودن قد آقایان، عملاً چیزی از تخته و مربی و نوشته‌هایش دیده نمی‌شد (تازه من که از بقیه بلندتر بودم هم این مشکل را داشتم، وای به حال سایرین!)، بعد ماشاءالله به لطف پوشش بسیار مناسب آقایان و شلوارهای فاق‌بلند (!!!) و پیراهن‌ها و تی‌شرت‌های بلندترشان (!!!) نمی‌توانید حتی تصور کنید که بانوی ایرانی با چه صحنه‌ی فجیعی مواجه می‌شد! تهوع‌برانگیز بود!!! دست‌کم می‌شد خانم‌ها جلو بنشینند تا هم با آقایان تناسب قدی بیشتری داشته باشند، و هم اینکه چون پوشش مانتو و در برخی موارد چادر داشتند، آقایان محترم عملاً با صحنه‌ی بد یا نعوذ بالله تحریک‌کننده‌ای مواجه نمی‌شدند. موهای خانم‌ها هم که از پشت سرشان بیرون نیست! آرایششان هم که مربوط به چهره است و از پشت سر چیزی برای بر باد دادن ایمان سست‌عنصران ندارد.

در حالت دیگر می‌شد خانم‌ها و آقایان در سمت چپ و راست کلاس بنشینند. در بدترین وضعیت خب می‌شد اصلاً کلاس پسرانه و دخترانه را از هم جدا کرد و انقدر هنرجوها را زجر نداد!

عقل که نباشد، جان فرد نه، جان اطرافیان در عذاب است متأسفانه!