در ســوگ یک رؤیا

هر که به من می‌رسد، بوی قفس می‌دهد/ جز تو که پر می‌دهی، تا بپرانی مرا
 
سندروم «موزیک به گند کشی»
ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ امرداد ۱۳٩٤ : توسط : Princess

اصولاً بنده اخلاق گند دیگری نیز دارم و آن اینکه آنقدر یک آهنگ را گوش می‌کنم که صدای خواننده می‌گیرد و به جایی می‌رسم که خودم حالم بد می‌شود. بعد آن را به فولدری حاوی آهنگ‌هایی با سرنوشت مشابه منتقل می‌کنم و شاید ماه‌ها و حتی سال‌ها بگذرد تا دوباره به آن فهرست بایگانی شده سری بزنم. امروز یکی از همان روزها بود که بعد از ماه‌ها یا شاید سال‌ها اتفاق افتاد. برای یکی از دوستان عزیز، در جستجوی تعدادی آهنگ خاص برای هدفی خاص بودم؛ از این رو آهنگ‌ها را Select All و Play کردم. هیچ کدامشان را دلم نیامد رد کنم. چند تایشان را بارها و بارها Repeat One کردم و گوش کردم و تمام خاطرات و لحظات مربوط به هر کدام جلوی چشمانم رژه رفت. خاطرات پیاده‌روی‌های بعد از دانشگاه و دویدن در خیابان سرپایینی گوهردشت زیر باران و خیس شدن‌ها و خندیدن‌های بی‌دلیل و گوش دادن به:

Want you to make me feel like I'm the only girl in the world
Like I'm the only one that you'll ever love
Like I'm the only one who knows your heart
Only girl in the world...
Like I'm the only one that's in command
Cuz I'm the only one who understands
How to make you feel like a man…

زیر برف قدم‌ زدن‌های تنها و تکرار پخشِ:

I'm in serious sh*t,
I feel totally lost
If I'm asking for help
It’s only because
Being with you has opened my eyes
Could I ever believe such a perfect surprise?

شب‌بیداری‌های گاه‌به‌گاه و نوشتن‌های بی‌وقفه و همخوانی با:

Is it fair to be thrown away, is it fair
That we live this way, victimized
For a life we didn't ask for…

از آرشیوم راضی‌ام... با تمام خاطرات تلخ و شیرینی که با هر واژه برای من تداعی می‌کنند...