در ســوگ یک رؤیا

هر که به من می‌رسد، بوی قفس می‌دهد/ جز تو که پر می‌دهی، تا بپرانی مرا
 
ژانر قشنگ حرف زدن و مثل بووووق عمل کردن!
ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ اسفند ۱۳٩۳ : توسط : Princess

یه آقای مشاوری بود که می‌گفت: زندگی بخش‌های مختلفی داره؛ خانواده، دوستان، عشق، تحصیل، کار، تفریح، دوستان و یه سری موارد مشابه و جزئی‌تر! می‌گفت: باید توجه و اهمیت ما بین تمامی این موارد به صورت معقول تقسیم شده باشه. چون اگه به هر کدوم از اینها بیش از حد توجه کنیم و از بقیه جا بمونیم، و اون وقت اگه برای اون یه مورد مشکلی پیش بیاد یا به هر دلیلی از دستش بدیم، تعادل زندگی به هم می‌خوره...

مثالش هم این بود که اگه تو زندگی زیادی غرق کار [یا عشق] باشیم و یهو متوجه بشیم که به هر دلیلی دیگه نمی‌تونیم اون شرایط [یا اون معشوق] رو تو زندگی‌مون داشته باشیم، اون موقع انگار همه چیزمون رو از دست دادیم. چون برای پرورش جنبه‌های دیگر زندگی‌مون زمان کافی صرف نکردیم. بعد تازه اونجاست که به سیم آخر می‌زنیم و خل‌بازی‌هامون شروع می‌شه...

بعد تازه اینجاست که من از منبر میام پایین و می‌بینم عمراً اگه بتونم به حرف‌های نابی که اون بنده خدا زد و من مثل یه دانش‌آموز درسخون از بر شدم، عمل کنم!