در ســوگ یک رؤیا

هر که به من می‌رسد، بوی قفس می‌دهد/ جز تو که پر می‌دهی، تا بپرانی مرا
 
اوصیکم به بریدن از حواشی!
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : Princess

شبکه Onyx (یکی از شبکه‌های گروه Gem) لوگوی جالبی دارد. فیلم‌های خاص و منحصر به فردی را پخش می‌کند که برخلاف سریال‌‌های به معنای واقعی مزخرف سایر شبکه‌های این گروه، ارزش دیدن را دارند. البته نکته اینجاست که من هیچگاه نتوانسته‌ام تماشای فیلمی را از این شبکه به پایان برسانم. دلیلش هم اصلاً این نیست که کلی فیلم نادیده در لپ‌تاپم مانده و قصد دارم آگهی بدهم و یک نفر را استخدام کنم تا آنها را تماشا و در نهایت برای من تعریف کند! دلیلش آن است که در تمام مدت پخش فیلم به لوگوی شبکه خیره می‌شوم و حرکات و پلک زدن‌های O آغازین نام شبکه را نگاه می‌کنم که مانند مردمک چشم حرکت می‌کند. دایره کوچک میانی‌اش به چپ و راست و پایین و بالا حرکت می‌کند و باز و بسته می‌شود و کلاً فیلم از دستم درمی‌رود!

شاید این هم از همان ویژگی «درگیر حواشی بودن من» سرچشمه می‌گیرد. البته درجه‌ی این «شاید» به مراتب از «حتماً» هم بیشتر است. تمام مدت داشتم به این فکر می‌کردم که باید به خود درخت فکر کرد، نه به شاخ و برگ‌های بی‌شماری که ممکن است حتی نیاز به هرس کردن داشته باشند و برخی‌شان هم با ملایم‌ترین باد پاییزی فرو می‌ریزند.

این شبکه و این لوگو و آن حواشی و تمام اینها بدجوری فکرم را به خود مشغول کرده‌اند. شاید New Year Resolution ام باید مرور و تجدید نظری بر همین رفتارم باشد. حاشیه‌ها خیلی هم خوب نیستند، بعضی‌شان اصلاً هم خوب نیستند! نمی‌گذارند فیلم‌های به آن خوبی را ببینم و سردربیاورم! درست مثل زیرنویس... که به هر زبانی هم که باشد، تمام تلاشم را می‌کنم که آن را بخوانم و قید فیلم را می‌زنم. مصداق این شبکه کم از زندگی واقعی نیست؛ زیباترین فیلم زندگی‌ام به خاطر حواشی بی‌ارزش می‌گذرد، بی آنکه از آن لذتی برده باشم!