!Absurd Self-Knowledge

«...مثل گوساله‌ای می‌ماند که یک‌دفعه شعور پیدا کرده بود و فهمیده بود مادرش گاو است و از خود بیزار شده باشد.»

این یکی از بهترین توصیفات کتاب «خداحافظ گری گوپر» بود که دقایقی طولانی چشم و ذهن مرا به خود خیره کرده بود. به راستی که رومن گاری می‌بایست به خاطر همین دو خط توصیفش برنده‌ی نوبل ادبیات می‌شد. حقیقتاً که آدمی تا چه حد باید خلاق باشد تا چنین توصیف نابی به ذهنش خطور کند! 

/ 8 نظر / 28 بازدید
رهگذر دیوانه

به تبلیغات هم با روی گشاده پاسخ میدهید آیا؟ [نیشخند] نوبل نبرد ولی عوضش تنها کسیه که گنکور رو دوبار برد مرا یاد لنی، جس، ماهی، دختر باکره، ماداگاسکار و کلی چیزهای دیگر انداختید

یوز اسپورت

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین.

رهگذر دیوانه

زندگی در پیش رو رو با ترجمه زیبای لیلی گلستان خوندم [قلب] (تو پروفایلم هست فکر کنم [نیشخند]) و لیدی ال رو که به اندازه این دو تا دوست نداشتم البته

رهگذر دیوانه

من این کتاب ها رو با اینکه سالها پیش (شیش هفت سال شاید) خوندم ، ولی هنوز قسمت های قابل توجهیشون رو یادمه [قلب] مقایسه شود با عقاید یک دلقک که تقریبا فقط اسم کتاب یادمه [نیشخند] منم متاسفانه نمیتونم مستمر بخونم، حیف آدم یه سری کتابا رو نحونده دار فانی رو وداع بگه!

خاله اکرم

شور و شوق خواندنت از آن چیزهایی است که امروزه در میان هم‌نسلانت سیمرغ و کیمیاست؛ و این برای نسل من که نسل کتاب و جوهر است بسیار بسیار غرورآفرین و تحسین‌برانگیز است. این روزها که فرهنگ در تمامی جهان تصویری شده (و فرهنگ تصویری البته که سطحی است) از اینکه هنوز در نسل جوان کسانی هستند که با کتاب و نوشته انس دارند مایه دلگرمی است. البته هر نسلی آسیب‌ها و حسن‌های خودش را دارد. نسل ما آرمانگرا و ساده‌لوح و خشونت‌طلب بود و به زندگی احترام نمی‌گذاشت و جدی بود، اما درعین حال نسلی بود که فکر می‌کرد و به بی‌عدالتی حساس بود و کارکردن برایش فضیلت بود. نسل کنونی واقعگرا و پیچیده و اهل زندگی است و اهل خشونت کردن نیست، اما درعوض به انسان بی‌اعتناست و کار کردن را دوست ندارد و سطحی است. ..... تو اما در تعادلی.

رهگذر دیوانه

وبلاگ خوندنم ربطی به وبلاگ نوشتنم نداره، جاهایی رو که دوست داشته باشم میخونم و وقتایی که دوس داشته باشم نظر میدم، و منتی سر کسی ندارم و کسی هم منتی سر من نداره البته [نیشخند] اهل نظر بازی به این صورت که در میان وبلاگ نویس ها رایج است نیستم، ولی اهل نظربازی به آن صورت که در خیابان رایج است ممکنه باشم ممکنه نباشم [نیشخند] یا شیخ سر به بیابان خواهم نهاد از این ارشاد که نمودید مرا، و دو صد شکر به جای خواهم آورد که امشب نواختید مرا چقدر حرف زدم امشب [نیشخند]

خاله اکرم

فرموده‌اید: ا رضیت عنی یا مولای؟ و بنده نیز به شما اعلام می‌فرمایم: الان قد رضیت عنک!