این روزها...

سکانس اول:
پاتریک با سند و مدرک پیام فرستاده که حالت چطور است؟! شنیده‌ایم دمای هوای ایران ۱۶۵ درجه فارنهایت است! (چیزی حدود ۷۴ درجه سلسیوس!!!) این رسانه‌های خارجی واقعاً فازشان چیست؟! دمای درّه‌ی جهنم هم ۷۴ درجه نیست!!! یعنی در عراق هم که نشان‌های پلاستیکی نصب شده در جاده‌ها از شدت گرما روی زمین ولو شده و در خیابان روی بیل تخم‌مرغ نیمرو می‌کنند، دمای هوا ۵۰ درجه است!

سکانس دوم:
بعد از یک عمر درگیری روانی با موضوع رانندگی، بالاخره دوره‌ی کذایی‌اش به پایان رسید و خیلی ساده قبول شدم! خودم باورم نشد...

سکانس سوم:
چند گرم سیانور در کیفم نگه داشته‌ام برای روز مبادایی که بروم و از مدیریت درخواست بازگشت به کار کنم! یعنی اگر در حالت مستی و با اجبار وحشتناک هم در آن شرایط قرار بگیرم، بسان اعضای مجـ.ـاهـ.دین خـلـ.ـق فوراً آن را می‌خورم!

سکانس چهارم:
یکی بیاید مرا بردارد و ببرد سفر. دارم از بی سفری می‌میرم. تأثیرش از آن سیانور سکانس قبلی هم بیشتر است.

/ 14 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رهگذر دیوانه

نمی دونم چرا همه جنسیت من رو اشتباه حدس میزنن،[نیشخند] نکنه عیب و ایرادی دارم؟ [خنثی]

مجتبی

جنوب واقعا هواش گرم

film20 - alireza

سلام دوست خوبم..شب چهارشنبه ایت بخیر و شادی :). خسته هم نباشی بابت مطالب و وب خوبت ..لایک داری واقعا بابت این مطلبتم..سلامت و موفق باشی همیشه:) راستی خوشحال میشیم به سایت ما (فیلم20) سر بزنی و نظرات با ارزشت رو در مورد مطالب و خود سایت بگی .. مرسی .. اگه اومدی حتما پیام بذار که بدونیم ..منتظر حضور زیبات هستیم .. امیدوارم بازم بیای و بهمون دوباره سر بزنی.. ممنون .. یا حق http://film20.ir/

مجتبی

امروز نوشته بود بخاطرشرجی بالا 70

آقای رهگذر دیوانه :دی

یک چیزی یادم رفت بگم، برخی از ممالک برای دمای هوا معمولن دو تا عدد اعلام میکنن، یکی دمای واقعی هواست اون یکی feels like. این دومی علاوه بر دما به رطوبت، فشار، باد، تابش آفتاب و ... بستگی داره. مثلا در یک صبح سرد زمستانی که باد هم میوزد فیلز لایک قدری پایین تر از دمای واقعی اعلام میشود، که نشان دهنده عمق فاجعه باشد [نیشخند] شاید منشا سوتفاهم ها همین باشد [نیشخند]

رهگذر دیوانه

آی سی یو هو سنس آو هیومر :)))) این عاقا با عین علاوه بر تداول امروزی یک معنای دیگری در گذشته داشته است :))) ایضا بنده از آنها هم نیستم [نیشخند] من از اولش هم آقا بودم، اصلا از وقتی یادم میاید آقا بودم، [نیشخند] اما از این ها نیستم که هر جا میروند آقا بودنشان جلوتر از خودشان میدود، آی مین لیترالی [نیشخند]

رهگذر دیوانه

اوه اوه چه سوتیی دادم، گوگلیدن لازم نیست میپذریم [خجالت][نیشخند] لکن از مرز سوتی گذشته و رسما ... زدم [نیشخند] باشد که ستاری کنید بر عیوب ما [نیشخند] خاطرتان را مکدر نکنید از جانب من گزندی به جناب شما نمیرسد بنده در پیاده رو هم که میروم نگاهم پایین است که مبادا نا غافل جان مورچه ای را بگیرم(این را جدا میگویم )، آزرده کردن آدمیزاد که جای خود دارد

مریم

قان قان... بیب بیب سیانور و پایه ام حتما بذاری![چشمک] منم ببر[گریه]

خاله اکرم

خیلی خیلی بامزه بود. به‌ویژه بخش بیان استدلال علیه نشستن خانم‌ها! گاهی به سرعت ذهنت حسادتم می‌شود ای رفتگر بزرگ طبیعت!

مریم

بابت گواهینامه ات تبریک