از آرشیو سال‌ها پیش...

موهاش دریا بود
دنیامو زیبا کرد
فهمید دیوونه‌ام
موهاشو کوتا کرد...

/ 5 نظر / 31 بازدید
مریم

موهایت را بباف بگذار جهان دوباره آرام گیرد گروس عبدالملکیان

رهگذر دیوانه

منم شعر زلفی بلدم [عینک] یک دست جام باده و یک دست زلف یار دستی دگر نمانده که شلوار پا کنم [نیشخند]

مریم

دستم و زلف تو و شب تا سحر عاشق کشی جام من، می های ناب و عاقبت مستت شدم...

صدف (:

هم چنان چشم به چشمان تو دارم ای دوست گوشه چشمی بنما بر دل زارم ای دوست هر شبم نقش تو ماه شب چشمان من است روزها در شب هجرت بشمارم ای دوست.. سلام جناب شیخ .. [نیشخند] با افتخار شماو منبر گران قدر و ارزشمندتون لینک شدین..[شوخی] واقعا دلنشین و بامزه مینویسی صباجوووونم. مفتخرم از آشنایی باهات رفیق :)