گاوهای زندگی...

در کشور اسپانیا مسابقه‌ای هست به نام «گاو بازی» که بی‌تردید معرف حضور همگان هست. برنده‌ی این مسابقه کسی نیست که با گاو سرشاخ شود، بلکه کسی برنده‌ی این میدان خواهد بود که در برابر شاخ‌زنی‌ها و لگدپرانی‌ها و حملات گاوها به بهترین نحو جا خالی کند و از آسیب‌های گاو عزیز در امان بماند.

میدان این مسابقه دست‌کمی از زندگی ندارد. در زندگی همه‌ی ما «گـــاو»هایی وجود دارند که کاری ندارند و بلد نیستند، مگر لگدپرانی و جفتک زدن و حمله کردن به هر آنچه در اطرافشان هست. عقل سلیم حکم می‌کند از این گاوها دوری کنیم؛ ولو در خیابان باشند، یا در محیط کار، یا در جمع دوستان و اقوام، یا در دنیای مجازی با ظاهر ببعی معصوم و متشخصی که، برخلاف نامش حتی، بی‌وقفه چرت و پرت از او تراوش می‌کند و عقده‌ها و حقارت‌های درونی خودش را به دیگران نسبت می‌دهد و فرافکنی می‌کند و به گمانش خیلی شاخ است، اما نمی‌داند شاخش از سر گاو بودنش است! بهترین کار در مواجهه با این موجودات آدم‌نما، فقط جا خالی دادن است و بس! در غیر این صورت، هم زخمی می‌شویم، هم خودمان را در سطح آنها پایین می‌آوریم... درست مثل کشتی گرفتن با خوک‌ها، که تازه از به گند کشیدن ما لذت هم می‌برند. امکان این لذت بردن را برای آنها فراهم نکنیم...

/ 3 نظر / 51 بازدید
خاله اکرم

بسیار با شما موافقم. تصور خود من هم همیشه این است که اگر از سطح هتاکان فراتر بروید دشنام‌های آنان به شما نخواهد رسید! البته یادت باشد که اگر با چنین کسانی برخورد مدام داری هیچ چاره‌ای نیست جز اینکه یک بار پوزه‌شان را به خاک بمالی و پیه هم‌سطح شدن با آنان را هم ایضا به تن بمالی! وگرنه هرگز دست از سرت برنخواهند داشت.

رهگذر دیوانه

مشکل اینه که به گاوا نمیشه ثابت کرد گاون، در واقع چیزی که یه گاو رو گاو میکنه اینه که حد اقل شعور لازم رو برای اینکه بفهمه گاوه نداره.

مریم

شما خودش و ناراحت نکن خانِم جان!